حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
243
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
است . مسليه : نام محلهاى در كوفه كه به نام مسلية بن عامر بن عمرو بن علة بن جلد بن مالك بن ادد بن زيد بن يشجب ، كه مالك همان مذحج است ، نامگذارى شده است . ابو عباس احمد بن يحيى بن ناقه مسلى ، مدتى در اين محله سكونت داشت و به آن منسوب شد . وى فاضل و شاعر بود و بسيار سماع حديث مىكرد و در اين باره كتابى گردآورى كرد . وى از ابا البقا معمر بن محمد بن على بن حبال و ابا الغنائم ابى نرسى سماع حديث كرد و ابو سعد در كتاب شيوخش نام او را ذكر كرده است . مصران : منظور ، بصره و كوفه است . ملح : موضعى در حومهء كوفه است . نجف : در حومهء كوفه قرار دارد و مانند سيل شكن از جريان آب جلوگيرى مىكند تا كوفه و قبرستانهاى آن را فرا نگيرد . نام ديگر نجف ، قشور صليان است ، و آرامگاه حضرت على بن ابى طالب ( ع ) نزديك اين محل قرار دارد . شاعران دربارهء نجف ، اشعار بسيارى سرودهاند ، از جمله على بن محمد علوى معروف به حمانى كوفى چنين سروده است : دريغا از نجف خالى از سكنه و درّههاى آكنده از شكوفههاى بابونه خورنقى كه با باغها و بستانها فرش شده و در مناطق وسيعى از آن آب جارى است واى بر شكارچيانى كه نقشههايشان در محل حمايل شمشيرهاست ! « 1 » اسحاق بن ابراهيم موصلى ، ضمن مدح واثق از نجف نيز ذكرى به ميان مىآورد : اى سوار بر مركب ! شتاب مكن و بايست ما به منزل سعدى درود مىفرستيم و باز مىگرديم و در جايگاههاى سعدى و دختر همسايهاش گريه كن زيرا شفاى عاشق بيمار در گريه است اى سعدى ، از سوزش جگرم به خدا شكايت مىكنم سزاوار است كه هرگاه من تو را ياد مىكنم ، دلم بلرزد من دلباخته سعدى هستم ولى او مرا ترك مىكند به
--> ( 1 ) - فيا اسفى على النجف المعرى * و ادوية منورة الا قاحى و ما بسط الخورنق من رياض * مفجرة با فنية فساح و وا أسفا على القناص تغدو * خرائطها على مجرى الوشاح